تاریخ انتشار :يکشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ ساعت ۰۷:۰۰
کد مطلب : ۱۰۶۹
تعداد نظر۲
جالب است ۰
گفتگو با "سیداحمد موسوی مبلغ" درباره عواقب یک اقدام وحشیانه دیگر طالبان:

چرا طالبان به نشست عالی بزرگان شیعی در کابل حمله کردند؟

چرا طالبان به نشست عالی بزرگان شیعی در کابل حمله کردند؟
■ نظر شما در ارتباط با حمله‌ای که به مجلس علمای شیعه در کابل اتفاق‌افتاده‌است چیست؟ با توجه به حضور تعدادی از مراجع تقلید که عمدتاً هم از اشخاصی بودند که طالب را پذیرفته و با آن‌ها بیعت کرده بودند. نظر به تکراری بودن چنین اتفاقاتی، مانند ممانعت طالبان از برگزاری نماز عید فطر در روز اعلام‌شده توسط علمای شیعه و... علت چنین رفتارهایی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

■■ سیداحمد موسوی‌مبلّغ:
جلسه تشکیل‌شده بود از اعضای شورای علما، جریان‌ها و احزاب سیاسی و مجموعه نهادهای شیعی که در طی ۹ ماه گذشته تلاش داشتند در کابل با طالبان مسیر تعاملی را طی کنند. در این مدت کمیسیونی تشکیل‌شده بود که عهده‌دار پیگیری مطالبات شیعیان افغانستان از حکومت طالبان بود. طی ۹ ماه گذشته این کمیسیون جلسات متعددی با مقامات طالبان داشتند اما هیچ‌وقت نتوانسته بودند با مقامات درجه اول‌طالبان ملاقاتی برگزارکنند. این‌کمیسیون، مطالبات خود را به مقاماتی از طالبان که در دسترس قرارداشتند، تحویل‌ داده‌ بودند و در انتظار توجه از سوی طالبان به این مطالبات بودند. اما هیچ توجهی از سوی طالبان نسبت‌ به این مطالبات صورت نگرفته و حتّی با افزایش سخت‌گیری‌ها و فشارهای و تشدید فضای استخباراتی علیه شیعیان و شخصیت‌های شیعیان مواجه شده‌بودند.
پیگیری‌های مکرر این کمیسیون که شامل شورای علمای شیعه و مجموعه‌های قدرتمند شیعی در افغانستان می‌شدند، بدون نتیجه بود. جلسه‌ای که امروز قرار بود در محل مدرسه علمیه رسالت، که مدرسه آیت‌الله صالحی رئیس شورای علمای شیعه هست برگزار شود، عملاً جلسه اعضاء «کمیسیون‌مطالبات‌شیعیان» بود، یعنی نه‌تنها شورای علما، بلکه «جریان‌های‌سیاسی»، «نهادها» و «شخصیت‌های‌ مهم‌ شیعیان‌ افغانستان» در این جلسه حضورداشتند. دستور جلسه هم تعیین تکلیف شیعیان نسبت‌به طالبان بود.
 با در نظرگرفتنِ نه‌تنها عدم‌توجه طالبان به مطالبات شیعیان، بلکه حاکم شدن فضای استخباراتی، تلاشی واهانت‌ها، انتحاری و انفجارهای صورت‌گرفته در طی این مدت، به‌طوری‌که فقط در طول ماه‌ رمضان شاهد حدود ۱۰۰۰ شهید و زخمی در مراکز و مناطق شیعه‌نشین بوده‌ایم.
در این جلسه قراربود در این خصوص تصمیم‌گیری صورت‌بگیرد و نتیجه این تصمیم‌گیری رسانه‌ای شود و به‌صورت رسانه‌ای در اختیار طالبان قرار بگیرد. با توجه به فضای استخباراتی که امکان شنود را هم به طالبان داده‌است و آن‌ها تک‌تک این شخصیت‌ها را زیر نظر داشته‌اند و از عواقب و نتیجه این جلسه بسیار بیمناک بودند، درنتیجه به بهانه عدم مجوز
برای برگزاری جلسه از حوزه امنیتی ناحیه ششم شهر کابل آمدند و محفل را به هم ریختند.
با این‌کار دو نتیجه حاصل می‌شود:
یک، دستور کار بعدی شیعیان افغانستان از این جلسه بیرون نمی‌آید. درغیر این‌صورت، موضعِ‌ کمیته، با انعکاس گسترده در رسانه‌ها و درنتیجه حساسیت جامعه جهانی نسبت به این مطالبات، مواجه می‌شد. پس طالبان با این‌عمل، نتیجه حاصله را در نطفه خفه کردند.
آنها قبل‌از انعقاد جلسه و طرح مسائل اساسی، در زمانی‌که جناب «عالمی‌بلخی» وزیر پیشین مهاجرین و معاون شورای علما درحال ارائه گزارش از جلسات با مقامات طالبان بود، نیروهای استخباراتی طالبان وارد مدرسه علمیه رسالت شدند و در کمال بی‌ادبی و قطعِ سخنرانی آقای عالمی، وارد فضای جلسه شدند و دستور به ترک محل، به بهانه عدم مجوز دادند.
به‌نظر من طالبان با این کار عملاً توانستند از اعلام موضع این کمیسیون و اعلام موضع شورای علما، در رابطه با این بلاتکلیفی که نسبت به طالبان دارند و اقدام بعدی که در رابطه با این اهانت‌های طالبان نسبت‌ به شخصیت‌های شیعی و بی‌توجهی نسبت‌به شیعیان صورت می‌گیرد پیش گیری‌کنند.
از طرف دیگر شورای علما و کمیسیون را در موضعی قراردهند که این موضع اگر به قطع ارتباط با طالبان منجر شود هم به‌نحوی متضرر شوند و اگر به پایان دیپلماسی خفت که قبلاً گفتیم هم منجر شود بازهم به‌نحوی دیگر عملاً ابزار فشار بر شیعیان و شورای علما را در اختیار طالبان قرار دهد.

■ آیا اجباری‌شدن دریافت مجوز برای برگزاری جلسات درست است؟

■■ سیداحمد موسوی‌مبلّغ:
بله نیروهای استخبارات طالبان این‌موضوع را عنوان کرده‌اند. البته دلیل چنین اجباری از طرف طالبان نگرانی‌های امنیتی ذکر شده‌است و گفته‌اند که باید برای برگزاری جلسات، به‌صورت کتبی به ما اطلاع‌رسانی شود تا ما بتوانیم امنیت را تأمین کنیم و درضمن باید دستور کار جلسات به ما عنوان شود. معمولاً در سازمان‌های امنیتی با این نوع از بهانه‌جویی‌ها، یک مسیر قانونی برای خود ایجاد می‌کنند. امّا این کار عملاً محدود کردن چنین جلسات و سخت‌گیری به آن‌هاست زیرا این جلسات عمومی نیستند که نگرانی از حضور افراد ناشناس در آن وجود داشته‌باشد. این جلسات در مکان مشخصی که افراد کاملاً مشخص و سرشناس برای یک هم‌اندیشی در آن حضور دارند تشکیل می‌شود.
چنین جلساتی نیازی به مجوز ندارند چون جلسه‌ای عمومی و نگران‌کننده‌ای نیستند که افراد ناشناس درآن حضور داشته باشند و بستر وقوع حادثه‌ای را ایجاد کند. خود این افراد هم به نکات ایمنی اشراف دارند و آن را رعایت می‌کنند و نگرانی‌های امنیتی موجود را هم کاملاً درک می‌کنند. امّا طالبان از این فرصت استفاده و دستور انجام جلسات بعدی با کسب اجازه کتبی را صادرکرده‌اند.
شورای علمای شیعه خط‌قرمز شیعیان افغانستان است. جمعی از بزرگان و شخصیت‌های تراز اول در این شورا حضور دارند و صرف‌نظر از این‌که در نه ماه گذشته این شورا چگونه عملکردی داشته‌است و چه مواضعی اتّخاذ کرده است، مردم، این تشکّل را شورای مهمی می‌دانند. اعضاء آن، شخصیت‌های برجسته جهان شیعه هستند. تضعیف این شورا تحت هیچ شرایطی به نفع مردم نیست و هیچ شخصی راضی نیست که شخصیت‌های این شورا مورد هتک
حرمت قرار گیرند. این هتک حرمت، متأسفانه سیلی بود که اداره حکومت طالبان به‌صورت شیعیان افغانستان نواختند. همان‌طوری که قبلاً صحبت کرده بودیم طراحی و برنامه‌ای که برای طالبان انجام‌شده است، «ایجاد آشوب» هم در داخل افغانستان و هم در کشورهای همسایه است. بنابراین اگرنسبت به این قضیه آگاه نباشیم و این دیپلماسی خفّت پایانی نداشته‌باشد، فکر می‌کنم این نوع رفتار بی‌ادبانه طالبان در این‌جا متوقف نخواهد شد و پایانی بر رفتار مداخله‌جویانه و طلبکارانه آن‌ها نسبت‌به همسایگان و ازجمله جمهوری اسلامی ایران هم نخواهد بود. آنها آن‌قدر پیش خواهند رفت تا آستانه صبر و تحمل شخصیت‌های داخلی در افغانستان و همسایگان افغانستان به سر آید و همان اتّفاقی ایجاد شود که نباید.

■ موضوعی که هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده بودن این اتفاق را تأیید می‌کند این است که بزرگانِ در حد «شورای‌علمای‌اهل‌تشیع» در افغانستان قطعاً با ارکان قدرت و افرادی با مناصب بالای حکومتی و حداقل مراکز اخبار استخباراتیِ محدوده خودشان در ارتباط هستند و در خبر آمده بود در زمان حمله این افراد، مسئولانِ حاضر درجلسه، درصدد تماس با بزرگان طالبان برمی‌آیند، که در آن زمان هیچ پاسخی دریافت نمی‌کنند.

■■ آقای‌سیداحمدموسوی‌مبلّغ:
افرادی که برای بهم زدن جلسه آمده بودند، هیچ نامه‌رسمی همراه نداشتند و خودشان را هم معرفی نکرده بودند. زمانی‌که حاضرین متقاضی معرفی آن‌ها شدند، یکی از آن‌ها با بی‌ادبی و قلدری عنوان کرده بود که من خودم نامه هستم و با این ادبیات جلسه را به‌هم ریختند.
مقامات امنیتی ناحیه هم که با مسئولان این جمع در ارتباط بودند در آن زمان پاسخ‌گوی تلفن نبودند. البته پس‌از متفرق شدن اعضاء جلسه، مسئولان امنیتی در محل حضور پیدا کردند و از برخی از شخصیت‌های ترازاول شیعه هم خواسته می‌شود به محل جلسه باز کردند و عنوان می‌شود که حمله توسط اشخاص خودسر و بدون مجوز قانونی صورت‌گرفته‌است. اما این دقیقاً همان نکته‌ای است که ۹ ماه قبل، هر دو نفر ما به آن اشاره‌کردیم که این از روش‌های طالبان برای به‌هم ریختن نظم‌ و رسیدن به مقاصدشان است.
آنها پس‌از انجام رفتار زشتشان، مدعی می‌شوند کار افراد خودسر بوده است. اتّفاقی که در کنسولگری ایران در مزار شریف در سال ۷۷ افتاد هم به‌همین شکل بود.
در بسیاری از مکان‌هایی که طالبان اتفاق ناخوشایندی را رقم زده‌اند، آن را به افراد خودسر نسبت داده‌اند.
این روشی است که طالبان در ۲۵ سال ِ‌گذشته دائماً در حال استفاده از آنند و هنوز هم در افغانستان این روش برای آنها مورد استفاده‌است. من از فرصت استفاده می‌کنم و برای دوستان عزیزی که در حادثه گلریزان به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در هرات دستگیر شده بودند و هنوز در زندان طالبان هستند آرزوی سلامتی می‌کنم. امیدوارم به یاری خداوند متعال این عزیزان هم از زندان با صحّت و سلامتی آزادشوند. متأسفانه اخبار خوبی از وضعیّت آن‌ها نمی‌رسد و تلاش جدی هم برای آزادسازی آن‌ها حداقل به شکل ملموس ندیده‌ایم که صورت بگیرد، امیدوارم در این زمینه هم اتفاقی بیفتد و کسانی که توان اعمال فشار بر طالبان دارند برای آزادی این عزیزان هم قدمی بردارند. https://panjshirnews.com/vdch.-nzt23nvwftd2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

طالبان ناموسشان زیر دست ای اس ای هست
چون دشمن شیعه اند