□ علت انتشار اخبار نادرست و ضد مهاجران و سکوت رسانهها و عدم شفافسازی حقیقت، به ویژه در چند وقت اخیر چیست؟
◾ آقایموسویمبلّغ:
متأسفانه در حوزه رسانه در افغانستان ما شاهد کاستیهایی در هر دو جهت هستیم.
از طرفی شاهد سانسور بسیار جدی رسانههای جمهوری اسلامی ایران در مورد خبرهای مهمی که در افغانستان اتفاق میافتد، هستیم. مثلاً در موضوع حمله انصارالله یمن به آرامکو اتفاق بسیار مهمی که در سطح منطقه رویداد. امّا حکومت طالبان و اداره فعلی کابل حمله انصارالله به عربستان سعودی را محکوم کردند و وزارتخارجه اداره طالبان در این رابطه متنی را منتشر کرد و در اختیار رسانهها قرار داد.
این خبر با این اهمیّت در رسانههای جمهوری اسلامی هیچ واکنشی نداشت. این نشاندهنده سانسور رسانههای جمهوری اسلامی ایران در رابطه با این مسئله بود.
اهمیّت این قضیه در کجاست؟
اهمیّت در اینجاست که موضعگیری طالبان با یکی از رویکردهای زیربنایی و مبنایی نظام در منطقه در تعارض بود، بنابراین اینموضوع جزو حقوق ملت ایران و حقوق مخاطبین رسانههای ایران بود که بدانند امارت طالبان و اداره فعلی کابل در جاهایی، کاملاً مخالف با سیاستهای جمهوری اسلامی ایران عمل میکند و این یکی از مشکلات است.
از طرف دیگر تعدادی بیلبورد و اِلِمان که میدانیم اداره کار طالبان و کابل اساساً با چنین چیزهایی بیگانهاند و از طراحی و اجرای اینها سر درنمیآورند، در شهر کابل اجرا میشود.
امّا رپورتاژهای خبری بسیار مفصلی در رابطه با این اتفاقات در رسانههای جمهوری اسلامی ایران دیده میشود. خب این انتخاب گزینشی اخبار هم یکی از معضلاتی است که ما در رابطه با رسانههای جمهوری اسلامی ایران نسبت به مسائل افغانستان با آن مواجههستیم.
پساز یکطرف سانسور و از طرفی انتخاب گزینشی محتواها دو مشکل را ایجادمیکند.
امّا اتفاقی که عمدتاً در سطح شبکههای اجتماعی مشاهد شده تنها مختص این مواردی که شما فرمودید نبوده است. بلکه موارد دیگری هم بوده است که علیرغم نداشتن ظاهر منفی، عملاً ذهن مخاطب ایرانی را نسبتبه مهاجرین افغانستانی دچار دغدغه و چالش میکرد.
مثلاً در اولین روز نوروز گزارشی در شبکههای اجتماعی در اختیار رسانهها قرارگرفت که نشان میداد جمعیت بسیار عظیمی از مهاجران افغانستانی در پارک چیتگر و در کنار دریاچه چیتگر حضور پیدا کردهبودند.
همه آن جماعت، افغانستانی بودند. از طرف دیگر از کشتیگیری تعدادی از مهاجرین افغانستانی در کنار برج آزادی ویدئویی منتشر شد که این ویدیوها در سطح بسیار گستردهای در اختیار مخاطب قرار گرفته بودند.
من همان روزهای ابتدای سال جدید شمسی که این ویدئوها در اختیار مردم در شبکههای اجتماعی قرار گرفت و در شبکههای اجتماعی منتشر شد به ذهنم رسید که این یک عملیات روانی است برای اینکه ذهن مخاطب ایرانی نسبتبه مهاجرین افغانستانی آمادگی داشته باشد. و در پی آن یک عملیات تخریبی هم صورت بگیرد. طی دو-سه روز گذشته، طبق فرموده شما اتفاقاتی که در قشم نسبت داده شد و یا همین ویدئویی که نشان دادید، یا خبری که دو، سه روز قبل برجستهسازی شد، مبنی بر کشف مقدار بسیار زیادی سلاح قاچاق که از مرزهای شرقی وارد ایران شدهبود، درحالیکه این خبر مربوط بهسال ۹۷ میباشد و معاونت امنیتی وزارت کشور ایران در سال ۹۷ این خبر را اعلام کرده بود و خبر جدیدی نبود، این بخشهای تخریبی نسبتبه مهاجرین در کنار ویدئوهایی که در ابتدای سال نو از حضور گسترده مهاجرین در نقاط مختلف ایران منتشرشد، نشانگر این است که یک طراحی برای عملیاتروانی در دست اجراست، که میان مردم ایران و مهاجرین افغانستان فاصله عمیق و گسل غیرقابل پوشاندن را به وجود بیاورد.
طبیعتاً زمانیکه مردم ایران نسبت به مهاجرین افغانستانی ذهنیت منفی داشته باشند، بر عملکرد دولت و مسئولان نظام هم تاثیر خواهد گذاشت.
حالآنکه نگاه مسئولان جمهوری اسلامی ایران و نگاه تصمیمگیرندگان در نهادهای مختلف در جمهوری اسلامی ایران نسبتبه مهاجرین بهویژه در اتفاقات اخیر، نگاه توأم با رأفت همسایگی و مهربانی بودهاست.
فرمایش اخیر آقایرئیسی در مشهد مقدس و همچنین در یزد و توجه ویژه ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به مسائل مهاجرین نشان میدهد که مسئله مهاجرین دغدغه بسیار عمیق و جدی برای مسئولان در سطوح نظام است.
حالا اینکه از ارتباط وسیع و تنگاتنگ دو ملّت و یا کاهش بخشی از مشکلات مهاجرین، در سایهٔ همکاریها و تعامل دولتمردان جمهوری اسلامی ایران چه کسی آسیب میبیند، قابلتعمق است و افراد و هدف و انگیزهٔ آنها از این عملیات روانی را باید جستجوکرد.
□ اینها چه کسانی هستند؟ شما تجربه حضور در هر دو فضای رسانهای هم ایران و هم افغانستان را دارید. بهنظر شما اینها چه کسانی هستند و با چه منفعتی چنین کاری را انجام میدهند؟
◾ آقای موسویمبلّغ:
آقای محمدرحمتی مدیرمسئول شبکه تلویزیونی تمدن در دو روز گذشته در توییتی، عنوان کرد که طالبان به آنها اخطار دادهاند که از پخش هرگونه سریال خارجی حتی اگر مذهبی و اسلامی هم باشد باید خودداری کنند. در حالیکه این شبکه فقط سریالهای ایرانی پخش میکرده است.
در توییت دیگری شخصی نوشته بود که جمهوری اسلامی ایران سه، چهار تا بیلبورد بیخاصیت از اداره کابل گرفت و در عوض پخش سریالهای ایرانی در شبکه تمدن را از دست داد. درعینحال در دو، سه روز گذشته شاهد تلاش بسیار زیادی بودیم که وانمود شود که طالبان به دلایلی، مثلاً سریال حضرت یوسف (ع)، به دلیل نمایان بودن چهره حضرت یوسف در این سریال مخالف بودهاند.
همه اینها نشانگر این است که عدهای بهدنبال این هستند که بگویند طالب آنچه که خودش هم میگوید، نیست! بلکه آنچیزی است که ما میگوییم.
و این درحالی است که طالبان در حال حاضر هیچ اصراری بر اینکه چهره واقعی خود را پنهان کنند، ندارند.
طالبان در رابطه با مسئله آموزش دختران، پوشش مردان یا با نحوه حضور مردم در جامعه بهشدت با همان روش ۲۰ سال قبل عمل میکنند.
من طی چهار پنج روز گذشته به موارد متعددی برخورد کردهام که انسانهای متشخصی در ادارات مختلف هنوز باقی ماندهاند و اینها در صفحات فیسبوک خود گفتند که به ما اعلامشده که مثلاً باید یا با لنگی و عمامه و یا با کلاه در محل کار خود حاضر شویم، وگرنه مانع حضورمان بر سر کار خواهند شد.
این بخشی از واقعیت است، اما این محدودیتها که هر روز اعمال میشود، از طرفی اصلا دیده نمیشود.
اینکه مسجد موسیبنجعفر (ع) در کابل بر روی نمازگزاران بسته میشود و آنها مجبور میشوند در کنار خیابان نماز خود را اقامه کنند، اینها همهٔ واقعیتهایی است که ما از اداره فعلی کابل میبینیم.
اما یک جریان رسانهای هست که در حال انجام دو کار است. به رهبران اداره کابل و طالبان و به مدیران اینها حداقل در شهر کابل این مشورت را بدهند که در رسانه صحبتهایی را مطرح کنند که این صحبتها درعینحال که غیرواقعی هستند اما عامهپسند باشند، مثلاً از افتتاح سینما آریانا در کابل و برگزاری یک جشنواره فیلم در سینما آریانای کابل صحبتمیشود.
این اتفاق دقیقاً همزمان با محدودیّت پخش سریال برای تلویزیون تمدن اتفاق میافتد. مگر میشود این پارادوکس را بتوانیم تحلیل کنیم که طالب با سینما موافق است، اما با پخش سریالهای مذهبی از تلویزیون تمدن مخالف.
این حجم از مشاورهها در بعضی مواقع به شکلی است که حتی برای مخاطب افغانستانی مشخص و محرز است که این فکر، فکر طالبان نیست.
در کنار اینکه این مشاورهها به اینها داده میشود گزینش خبر و سانسور هم اتفاق میافتد و درنتیجه یک چهره غیرواقعی از طالب به مخاطب ایرانی نشان داده میشود.
اما چرا عدهای این کار را انجام میدهند؟ من در سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی ایران در وزارتخارجه و بقیه نهادهای تصمیمگیرنده هرگز ندیدم که مقامات رسمی جمهوری اسلامی نگاه چنین مثبتی به طالبان داشته باشند، بلکه نگاه رسمی همیشه این بوده که حکومت طالب تا مشکلات موجود خود را حل نکند و بقیه مردم احساس حضور در ساختار قدرت را نداشته باشند و یا بهدنبال کسب مشروعیت داخلی توسط مردم افغانستان نباشد، حکومت آنها را به رسمیت نخواهدشناخت و از این نقصهایی که در حکومت طالبان هم هست عبور نخواهد کرد.
این نهتنها در نگاه جمهوری اسلامی ایران بلکه در نگاه همه کشورهای منطقه است. مثل روسیه و حتی چین که یک نگاه عمیق اقتصادی به افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان دارد.
چین علیرغم اینکه به سرمایهگذاری در افغانستان تحت حاکمیت طالبان دلبسته است اما درعینحال موضعش در مقابل سیاستهای طالبان موضع شفاف و روشنی هست و هنوز کسی خوشبین نیست که چینیها در به رسمیت شناختن طالبان بهعنوان یک حکومت، اقدامی انجام دهند. حالا چطور و چه میشود که در جمهوری اسلامی چنین فضایی شکل میگیرد، این فضا متأسفانه در داخل ایران هم گاهی هست.
مثلاً چرا آقای حامدکاشانی از برنامههای سحرگاهی خود در رسانه ملی منصرف میشود؟ بعضی مباحث در جمهوری اسلامی هم مباحثی است که مخالفینی دارد که این مخالفان از قِبَل آن متضرر میشوند.
در افغانستان هم من فکر میکنم علیرغم اینکه نگاه رسمی دولت و نظام جمهوری اسلامی و مقامات ارشد نگاه سفیدی نیست، اما گویا یک جریانی در کنار طالبان قرار گرفتهاست که این جریان با سفیدنمایی طالبان بهدنبال این هستند که به اهداف مشخصی برای خود برسند.
متأسفانه شاید در این برنامه مطرح کردن این اهداف جالب نباشد و حتما، هم شما و هم مخاطبین عزیز شما نسبتبه آنها یک دورنمای ذهنی دارید اما بهنظر میرسد با توجه به اینکه طالبان خودشان اصلاً تلاشی ندارند تا آن چهره غیرواقعی از خودشان را نشان بدهند و در شرایط فعلی اصرار دارند چهره واقعی خود را به دنیا نشان دهند، این تلاشها نه بر ذهن مردم افغانستان تاثیر مثبت دارد و نه بر ذهن مردم ایران. اتفاقی که میافتد این است که چون مردم افغانستان این سفیدنمایی برخی چهرههای ایرانی نسبت به طالبان را مشاهده میکنند، تصورشان ممکن است این بشود که نظام جمهوری اسلامی چنین نگاهی دارد و یک دوگانگی و فاصله، میان مردم افغانستان با ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی شکل بگیرد که این تاسفبار و خطرناک است.
□ هدف این تطهیرگران امارت چیه؟ واقعا نمیفهمند؟
■ درخوشبینانهترین حالت فکر میکنیم این دوستان تصوری از طالب دارند که آنها را به سمت اقدام اشتباه سوق دادهاست.
به تصور آنها حضور گروههای تروریستی مانند داعش در منطقه را جدی تلقی میکنند و میخواهند اصطلاحاً با نمد طالب در مقابل تبر داعش بایستند. حالآنکه اگر بخواهیم با واقعیت مواجه شویم، نه بهلحاظ جغرافیا و نه بهلحاظ نیروی انسانی، عملاً امکان تفکیک نیروی داعش و طالب در هیچجای افغانستان وجود ندارد.
یعنی شما نمیتوانید منطقهای را پیدا کنید و بگویید که این منطقه تحت کنترل داعش است و یا در بین افراد بگوییم، این نیرو متعلق به داعش است و دیگری متعلق به طالب. ما هر چه به طالب در افغانستان میدان بدهیم عملاً بستر را برای توسعه داعش فراهم کردهایم.
هنوز این دوستان به این نتیجه نرسیدهاند و فکر میکنند اگر طالبان در افغانستان مستقر شوند و بتوانند حکومت متمرکز ایجاد کنند، توانایی ارائه این راهکار را خواهند داشت که در برابر گروههای داعش یا گروههای همفکر آنها بایستند. بههمین دلیل هم تلاش میکنند عملاً چهرهای سفید از طالب ارائه کنند تا طالب بتواند بر موضوع مسلط شود.
بههرحال از اساس این تفکر اشتباه است. دید خوشبینانه نسبتبه دوستان میتواند اینگونه باشد، البته این نگاه اشتباهی است و اینگونه افراد درک درستی از افغانستان ندارند.
این گفتگو پیش از فاجعه تروریستی در حرم رضوی در مشهد انجام شده است. https://panjshirnews.com/vdcbu0b9prhbf.iur.html
panjshirnews.com/vdcbu0b9prhbf.iur.html






