□ نظر به ارتباط دایم شما با داخل کشور، چه خبرهای تازهای دارید؟
◾دکتر راغی:
با عرض تسلیت بابت حادثه مشهد، ما در این اندوه شریک هستیم. ما خودمان هم زخمخورده هستیم. درگیریهای خونین در افغانستان در پنجشیر، تخار و بدخشان رخ داده که تبعات خونین داشته است. طالبان در اندراب حملات سنگین داشتند و تلفات سنگینی را متحمل شدند. شاهدان عینی گزارش دادند که مردگانشان را انتقال دادند. پای فرمانده ارشدشان یا لوی درستیز(رئیس ستاد ارتش)هم به اندراب کشیده شد و در یک کمین، افراد مربوط به او کشته شدند. طالبان هم سعی میکنند، از نقاطی که فارسی زبانان و دیگر اقوام زندگی میکنند، نیروهایی را جمع کنند و به میدان بفرستند تا تاجیکها را روبهروی یکدیگر قرار دهند. امیدوارم طالبان فارسزبان که وجودشان نمادین است و در تصمیمگیریهای متن قدرت حضور ندارند، آگاه شوند و با توجه به آنکه در تصفیههایی که انجام میشود، هر روز به حاشیه برده میشوند، در کنار مردم خود قرار بگیرند و از برادرکشی علیه همسایگان خود جلوگیری کنند.
□ آقای دکتر فضای مجازی را دنبال میکردید؟ قبل از این ماجرای مشهد، ده روزی بود که فیلمها و اخبار فیک بر علیه مهاجرین شدت گرفته بود، پیامد آن این اتفاق هم رخ داد.
◾دکتر راغی:
این اتفاقات تنها در داخل جمهوری اسلامی روی نمیدهد. بلکه یکسری شیطنتها علیه جمهوری اسلامی در افغانستان هم مدتی است که به گستردگی به چشم میخورد. در ایران نیز دو طلبه سنی به قتل رسیدند. شایعه دروغی علیه یک دختر در قشم بود که دستگیر شدند و این شایعهپراکنی، هدفش تخریب همبستگی و همآوری و اتحاد علیه اذهان جمعی و مهاجرین و مردم ایران بود که فرصتی برای تقویت نفرت و افکار جنایتکارانه طالبان است که زمینهسازی به منظور فتنهافکنی کنند. البته زمینههای دیگری هم هست که گروههای تکفیری، نفرت و عقدههای دیرینه نسبت به جمهوری اسلامی دارند و از هر راهی تلاش میکنند که به نظام جمهوری اسلامی ضربه وارد کنند. جمهوری اسلامی برای سرکوب نیروهای اینچنینی در عراق و سوریه، حملات گستردهای در این سالها انجام داد و تکفیریها شکست مفتضحانهای خوردند. این مسئله بر عقده این گروهها افزوده است. میدانید این گروههای تروریستی اخیرا در افغانستان سلطه پیدا کردند. گروههای تروریستی که طالبان هم بخشی از آنان در افغانستان هستند قوت و جسارت بیشتری پیدا کردند و بر تکبر و جنایتآفرینیشان بیش از پیش افزوده شد. گزارشهای متعددی از جانب نهادهای مختلف و سازمانهای استخباراتی وجود دارد که هرروز به تعداد این گروهها افزوده میشود و بیش از پیش تقویت میشوند و همان منابع محدود افغانستان هم برای احیا و ظرفیتسازی ترور و ایجاد وحشت استفاده میشود. حتی کمکهای بشردوستانه را هم به همین منظور استفاده میکنند. هر روز این گروهها در حال لانه پهن کردن و گسترش هستند که هم برای ما و هم برای شما خطرناک است. مردم افغانستان فعلا دار و ندار خود را از دست دادهاند و زیر ظلم و ستم این گروهها قرار دارند.
□ آقای دکتر عواقب این ماجرا چیست؟ توصیه شما به مخاطب چیست؟
◾ دکتر راغی:
عواقب این ماجرا به نظر هوشمندانه و دورنگری کشورهای منطقه بهویژه مسئولین جمهوری اسلامی وابسته است. تا دیر نشده است، باید در مورد این گروههای تکفیری و تروریستی بدانند که این گروهها تغییرناپذیر و تفکیکناپذیر هستند. هر روز که بر عمر این گروهها افزوده شود، قدرت و توانِ دهشتافکنی آنها تقویت میشود. این ماجراها تازه آغاز کار است و اگر تصمیمات درستی گرفته نشود، اگر یک هماهنگی و تصمیم استراتژیک برای جلوگیری از افزایش قدرت این گروهها گرفته نشود، هرروز تعداد این وحشیان در افغانستان افزایش مییابد. حامیان بینالمللی اینها، فرصت تقویت و سوءاستفاده از آنها را پیدا میکنند. هماکنون هم در جریان هستم که تلاش برای سمت و سو دادن برای فتنهافکنی در سطح منطقه جریان دارد.
به عنوان یک افغانستانی، احساس درد و رنج میکنم. ما افغانستانیهایی که زخم گروههای تکفیری را هرروز میخوریم و هرروز از ما قربانی میگیرند و قتل و شکنجه میکنند. هیچروزی نیست که صدها قربانی نداشته باشیم. من تعجب میکنم از آنهایی که به افغانستانیها، یعنی به مردمی که خودشان هدف ظلم این گروهها بودند، توهین میکنند.
من به ایرانیبودن برخی هم شک میکنم که برادر خودشان را که قربانی این گروههای تروریستی است، هدف قرار میدهند. از آنطرف افغانستانیهایی را میبینم که آب به آسیاب دشمن میریزند و به این معضل دامن میزنند. نخبگان، سیاسیون، تمام ما وظیفه داریم صدای خود را بلند کنیم و سلاح به دست داشته باشیم. مانند عراق و سوریه که در آنجاجلوی فتنهانگیزی این گروهها گرفته شد، باید چنین عمل هماهنگی انجام بپذیرد که چهره این گروه را بیش از پیش روشن بسازند.
همه کشورهای منطقه، امام جماعتهای مساجد، همگی مسئولیت دارند که یک اقدام هماهنگ انجام دهند. رسانهها وظیفه میهنی، اسلامی و انسانی دارند که چهره این گروه را آشکار بسازند. دولتمردان وظیفه دارند که برنامهای استراتژیک و بلند مدت در اینخصوص به دست بگیرند. شما کدام گروه تروریستی مانند طالبان، القاعده و بوکوحرام را سراغ دارید که تغییر رویکرد و موضع داشته باشند تا ما هم تسلیم این شویم که میشود با این گروهها زندگی کرد. متاسفانه این گروهها تغییرپذیر نیستند، بستر قدرتگیری و سربازگیری و بستر اقتصادی تقویت این گروهها در افراطگرایی، تخریب و تروریسم و قاچاق مواد مخدر است. این گروهها به هیچوجه ظرفیتِ ساختن و همپذیری و تعامل مثبت را ندارند. برای مقابله با آنان، باید راههای مقاومت و تقویت گروههایی را در پیش گرفت که اعتراض میکنند و سلاح بهدست دارند، گروههای تروریستی ضعیفتر از گذشته هستند. هراس هم از آنها وجود دارد اما طالب به مراتب از طالب ۲۵ سال پیش ضعیفتر است. طالب ۲۵ سال پیش به ایناندازه دروغگو رشوهخوار و تا به این اندازه به آرمانهای تروریستی خودشان بیباور نبودند. طالب امروزه، نظامی را در افغانستان ساقط کرد که باوجود همه کم و کاستیها، اقتصاد داشت و مردم شغل و درآمد داشتند و میتوانستند لقمه نانی برای خانواده خود فراهم کنند. در حالیکه طالب گذشته، نظامی را ساقط کرد که مردم در آن کار نداشتند و اقتصاد مناسبی نداشت و برای مردم تفاوتی ایجاد نشد. امروز نفرت مردم به مرتب از طالب بیشتر از گذشته است. برخورد با تعلیم دختران، سختگیریهای اجتماعی و دیگر مظاهری که اهمیتی در جوامع مدرن ندارند. طالب بهاین مسائل توجه میکند در حالی که فقر و گرسنگی بیداد میکند و در گزارشها آمده است که ۵۰ درصد مردم افغانستان از گرسنگی و دربهدری میخواهند فرار کنند. نظام و قانون در افغانستان حاکم نیست. ادارهای که احساس مسئولیت کند و ارائه خدمات انجام دهد، در افغانستان وجود ندارد. دولتی که در برابر مردم و جهان احساس مسئولیت کند و هیچگونه نظامی که مسئول باشد وجود ندارد. اول به اندازه ریش مردم چسبیدند و دوم اینکه رنگ لباس چه باشد و لباس و عبا و قبای مردم چه باشد، تمام دغدغه حکومتداری اینها همین مسائل است. برهمین مبنا، چگونه میتوان با چنین گروهی در منطقه تعامل کرد یا داخل افغانستان زندگی کرد.
آرزوی من این است که حقیقت این گروه قبل از آنکه قربانیها بیشتر شوند، آشکار شود و تصمیمات صحیح برای مقابله با آنان اتخاذ شود. https://panjshirnews.com/vdcbusb9prhba.iur.html
panjshirnews.com/vdcbusb9prhba.iur.html





