تاریخ انتشار :يکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۴:۲۱
کد مطلب : ۱۶۴۵
تعداد نظر۱
جالب است ۰
طالبان؛ شعار دینی و برخورد قبیلویی!
رژیم طالبان در ۲۴ اسد سال۱۴۰۰ بار دیگر قدرت را بدست گرفتند؛ اشغال کشور، اما این بار بدون حمایت سازمان‌های استخباراتی منطقه‌ای و جهانی از یکسو  و خیانت مدیران و تصمیم گریند‌گان اصلی جمهوریت پوشالی به رهبری اشرف غنی احمدزی غیر ممکن بود. این بار همه دست به دست هم دادند تا کشور بدین روز و حال برسد، تنها کسانی که در این بازی‌ها بی‌خبر ماندند و به آن‌ها هیچ نهاد ملی و بین المللی چیزی نگفت و از سرنوشت محتوم به مرگ شان آگاهی نداشتند، شهروندان کشور بود. مردمی که غنی احمدزی خود را رئیس جمهور آن‌ها می‌دانست و امریکا آمده بود تا مردم‌سالاری و حکومت قانونمند را به این مردم به ارمغان بیاورد. اما روزی که کشور به صورت مرموز معامله شد، این مردم فراموش شدند و کسی به صدای آن‌ها گوش نداد. بسیاری‌ها باورمند بودند که طالبان این بار  با طالبان گذشته فرق می‌کند و این‌ها راهی را که در گذشته رفته بودند، نمی‌روند. اما از حضور آن‌ها بر سر قدرت دست‌کم یکسال گذشت؛ اما از تغییر طالبان و روشِ‌ فکری و حکومت‌داری آن‌ها‌ هیچ خبری نشد. آن‌ها به همان شدت گذشته، مانع حضور زنان در مکاتب، مجالس و ادارات دولتی شدند، آزادی بیان را مسدود کردند، بالای مردم عام قوانین سخت‌گیرانۀ قومی و شرعی را وضع کردند، رسانه‌ها را مسدود نمودند و یک حکومت تک قومی و تک زبانی را به وجود آوردند. باوجود اینکه امیدواری‌های حامیان جهانی و  منطقه‌ای آن‌ها این بود که طالبان باید در روش حکومت‌داری شان تغییر آورده و یک حکومت همه شمول‌ تشکیل دهند که در آن حقوق همه شهروندان کشور محفوظ و تعریف شده باشد؛ اما آخرین سخنرانی شخص منسوب به ملا هئبت‌الله رهبری طالبان در جمع ملاهای‌ طالبان با گفتن اینکه جهان بم‌ اتم‌ هم استفاده کند ما تغییر  نمی‌کنیم. این موضع عجیب و غریب رهبری طالبان نه تنها جهان و
مردم افغانستان را بلکه حامیان  قومی و فکری آن‌ها را نیز متعجب ساخت. طالبان قابل تغییر نیستند، نه به لحاظ فرهنگی و نه به لحاظ دینی، چون نگاه  راهبردی و استراتیژیک طالبان، همان نگاه قشری و قبیله‌ای است، آنهم با تفسیر خشک و غیر علمی و اخلاقی از دین، که در آن تفسیر جای برای تساهل و تسامع دیده نمی‌شود. آن‌ها از همین دید به مسایل جهان و هستی می‌بینند و ارزش‌ها را سبک و سنگین می‌کنند.
 بنابراین تغییر روش‌های سیاسی و ایدئولوژیک طالبان، نگاه خوشباورانه‌ی است که ناشی از عدم درک درست از اصول و مبانی فکری طالبان و فرهنگ پشتون‌والی می‌گردد. تفاهم و توافق بر سر ارزش‌های مدرن امروزی با طالبان  ناممکن و بعید به نظر می‌رسد. اسلام طالبانی، اسلامی است که در مقابل هر گونه فهمی از ااخلاق، عدالت‌مدارانه و انسانی که در آن حقوق آدمی محفوظ  باشد تهی است.
الگو یا نظام استبداد امارت اسلامی طالبان ظاهراً با الگو و شعارهای اسلامی و شرعی مزین شده است؛ الگویی که قبل از اینکه نمایندگی از اسلام محمدی نماید از باورهای قومی و قبیله‌ای پشتون‌والی و مکتوب دیوبندی نمایندگی می‌کند. این تفکر قطعاً نه تنها با مدرنیته و ارزش‌های جهان مدرن مخالف اند؛ بلکه با کثرت گرایی و تنوع قومی، فرهنگی، زبانی و مذهبی افغانستان هم دشمنی داشته و با آن بیگانه اند. در جهان شاید بودند و هستند نظام‌هایی که چنین باورهای مسایل زندگی و جامعه شان را سمت و سو داده و می‌دهند؛ اما فرق تفکر طالبانیسم این است که اولاً با اخلاق و انسانیت بیگانه اند، دوماً این تفکر را با جهل و تزویر به پیش می‌برند و ثانیاً ابزار و وسیلۀ دست استکبار و سازمان های استخباراتی جهانی اند.
آن‌ها جز عصبیت قومی و باورهای رادیکالیستی به هیچ ارزش و راه و روش دیگری باورمند نیستند. امروز هم که طالبان به قدرت رسیدند، کشور را همچون مدرسه دیوبندی و دهکدۀ قومی در جنوب افغانسان می‌خواهند و هرکسی که در برابر این تفکر قد علم کند ویا انتقاد سالم نماید جایش زندان ، شکنجه و مرگ خواهد بود.
باوجود اینکه حامیان قومی و باداران منطقه‌ای و جهانی آن‌ها تلاش کردند که طالبان را گروه‌ی اصلاح شده، ملی‌گرا،
محافظه کار و سازگار به جهان مدرن و سیستم حکومت‌داری جدید معرفی نمایند. اما یک سال تجربه حکومت داری آن‌ها و روش‌هایی خشن که با مردم در پیش گرفتند، نشان دادند که گروه طالبان به معنای واقعی کلمه یک گروه خشونت طلب، تروریست، متعصب، عقب‌گرا و افراطی است که زیر نقاب شریعت اسلامی، جهادی‌گرایی، در پی سلطه تفکرات به شدت عصبی، قومگرایانه واپس‌گرا و بدوی خود هستند؛ تفکری که جز روستاهایی پشتون نشین افغانستان و قبایل پاکستان در هیچ جای جهان عینیت ندارد. بسیاری از قومگرایان سال ها در داخل و خارج کشور تبلیغ کردن که طالبان یک گروه ناراضی و ملی‌گرا هستند که همین که به حق شان دست یابند، از بقیه مردم فرقی نمی داشته باشند. حامدکرزی و اشرف غنی احمدزی بانیان داخلی این تفکر و خلیلزاد هموار ترسیم کنندۀ چنین تصویر و چهرۀ از گروه افراطی و بدوی طالبان بودند. سرانجام سال‌ها حمایت و لابی‌گری این‌ها برای طالبان با تسلیم دهی قدرت از سوی غنی زمینه را برای تسلط بی قید و شرط آن‌ها را در کشور مساعد ساخت. اینک همین گروه ملی‌گرا، یک حکومت تک قومی و تک زبانی ساختند، همین گروه مدنی شده و نا راضی، از رفتن دختران به مکتب جلوگیری کردند و میلیون‌ها دختر این کشور را از آموزش محروم کردند، همین گروه روزانه ده ها نفر را به جرم قومی و زبانی در مناطق پنجشیر و اندراب و سایر نقاط دیگر، تیر باران می‌کنند، بی آنکه به کسی، گروهی و یا سازمان بین المللی پاسخگو باشند. طالبان طی این مدت که صاحب تاج و تخت مجانی افغانستان شده اند، نشان داده اند که حتی به قوانین اسلامی که خود از آن آدرس طی بیست و پنج سال گذشته ده ها هزار نفر را به کام مرگ کشاندند، صدها مسجد و مکتب را منفجر ساختند، میلیون انسان افغانستانی را قربانی و آواره کردند، پایبند نبودند/ نیستند. این همه دروغی که در امارت طالبان به خورد مردم و جهانیان داده می‌شود، در هیچ حکومت بدوی دیگر ما شاهدش نبوه ایم. اسلام طرفدار سپردن کار به اهل کار و تطبیق و نهادینه کردن عدالت در جامعه است. ولی گروه طالبان تمام چوکی‌ها و منصب‌های ملکی و نظامی کشور را به ملاها سردن که آن‌ها نه تنها دانش‌آموخته علوم و فنون معاصر نبودند، بلکه حتی از دانش‌ها و معرفت‌ دینی هم بی بهره‌ اند.
نویسنده: ح . فقیرزاده
 
https://panjshirnews.com/vdch.knzt23n-mftd2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

آفرین دقیق
آخرین عناوین