تاریخ انتشار :چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰ ساعت ۰۸:۲۶
کد مطلب : ۳۰۴
تعداد نظر۱۲
جالب است ۸
پیشنهاداتی در ۱۵ بند، برای؛ ورود "جبهه مقاومت ملی افغانستان" از حاشیه به متن
"ژیوپوليتيك مسلح" و هويت سياسى فارسى زبانان

پیشنهاداتی در ۱۵ بند؛
برای ورود "جبهه مقاومت ملی افغانستان" از حاشیه به متن

■ دكتر يعقوب ليث صفار

يكم)
زمانى كه دانشجوى علوم سياسى بودم، بخشى از كارهاى من تأملات و تفكرات جيوپوليتيكى بود. امروز اصطلاحات جيواستراترتيژيك و جيواكونوميك، جيوكلچر و...را خوانده‌ايد و شنيده‌ايد.

دوم)
من امروز مى‌خواهم يك واژه جديد براى رشته جغرافياى سياسى خلق كنم ، اين تعبیر "جيوپوليتيك مسلح" يا "جغرافياى سياسى مسلح" است.

سوم)
در يك تقسيم مى‌توان به اساس فلسفه سياسى "هابز" جوامع را به دو حالت تقسيم كرد. جوامع در وضعيت طبيعي و جوامع در وضعيت مدنى يا قرارداد اجتماعى.

چهارم)
امروزه در جهان جوامعى هستند كه در يك قرارداد اجتماعى به حالتى رسيده‌اند كه از طريق قانون اساسى و فرآيندهاى دموكراتيك، مشكلات سياسى خود را حل مى‌كنند و به حالتى از ثبات و توسعه سياسى رسيده‌اند.

پنجم)
افغانستان جامعه‌اى است كه در ٢٠ سال اخير پس از ٢٠٠١ نشان داد كه به ويژه قوم غالب يعنى پشتون و رهبران پشتونيست آن آماده زيست سياسى مدنى مبتنى بر قرارداد اجتماعى و قانون سياسى نيستند. تقلب، انتحار و جنگ را براى هژمونى پشتونيسم و پشتون والى انتخاب كرده اند، چرا كه در وضعيت مدنى و انتخابات در برابر ائتلاف اقوام غير پشتون بازنده هستند. هژمونى شان از دست مى رود و بدين گونه كشور را به ،،جيوپوليتيك مسلح،، تبديل كرده‌اند.

ششم)
جيپوليتيك مسلح يا جغرافياى سياسى مسلح وضعيتى است كه بازيگران سياسى در آن با استفاده از ابزار زور و اسلحه مى‌خواهند به قدرت برسند و وضعيت ،،جنگ همه عليه همه، را حاكم بسازد و با سياست ، تفرقه بينداز و حكومت كن، سر انجام دشمنان را ضعيف ساخته، هژمونى گروهى (حزبى، مذهبى يا قومى يا اقتصادى) خود را حاكم بسازند.

هفتم)
تجربه نشان داده است كه در زمان جنگ‌هاى حكمتيار عليه حكومت مجاهدين وضعيت جغرافياى سياسي مسلح در افغانستان حاكم شده بود و پس از آن پاكستان با وارد كردن بازيگران مسلح تازه نفس يعنى تحريك طالبان وضعيت را به نفع هژمونى خود تبديل كرد.

هشتم)
با آغاز سال ١٤٠١ و تشديد مقاومت‌ها عليه طالبان و شكل گيرى جبهه‌هاى مقاومت اوزبيك‌ها، هزاره‌ها، برخى از قوماندانان پشتون و ... دوباره "وضعيت جنگ همه عليه همه" حاكم خواهد شد و امكان دارد ، مقاومت‌گران عليه يكديگر خود بجنگند.

نهم)
پيشنهاد من اين است كه جبهه مقاومت استراتيژى جنگى آمرصاحب يعنى "از كوه به روستا و از روستا به شهر" را حاكم بسازد و اين استراتيژى را به زيست دايمى فارسى زبانان تبديل كند. بايد در قاعده زيست سياسى خود به هيچ وجه و تحت تأثير هيچ قدرت نظامى ملى، منطقه‌اى و جهانى تن به خلع سلاح ندهد.
.
دهم)
یك خطرى كه اين استراتيژى زيست مسلح دايمى دارد، قدرت يافتن جنگ سالاران است. راه حل اين است كه در دوران مقاومت تا تشكيل دولت "استراتيژی اجتماعى نظامى" آمر صاحب در پنجشير را در سراسر جغرافياى مقاومت عملى كند و آن اينكه فقط قريه داران تأمين كننده نيروى جنگى و فرستادن جوانان به جبهه باشد. قوماندانان بايد در قريه خود قدرت نداشته باشند، بلكه در مناطق غير از قريه‌هاى خود فعاليت كنند. به اين ترتيب قدرت جنگ سالارى در سطح قريه‌ها تضعيف مى‌شود.

یازدهم)
زيست دايمى مسلح فارسى زبانان ، ضرورت اساسى تئورى جغرافياى سياسى مسلح يا جيپوليتيك مسلح است. به خاطر اينكه هزينه‌هاى اقتصادى اين راهبرد زيست دايمى مسلح تأمين شود، پيشنهاد من اين است كه از راهبرد مردمى فارسى زبانان در حفظ نهاد دين يعنى مسجد و مدرسه استفاده شود.

دوازدهم)
راهبرد مردمى نگهبانى نهاد دين طورى است كه هر فردی متأهل مجبور است كه مقدارى از حق العضويت تعيين شده از طرف شوراى قريه را به خاطر مصارف مسجد بپردازد. جبهه بايد مقدار حق العضويت جبهه را مطابق اقتضائات اقتصادى هر سال تعيين كند و از متأهلين حصول كند. اين حق العضويت بالاى تمامى فارسى زبانان در روستا و شهر جبرى شود و به رضايت و يا اكراه اخذ شود. به اين ترتيب در حالت عادى جبهه خودكفايى نظامى پيدا مى‌كند.

سیزدهم)
جبهه بايد تاجران فارسى زبان در سراسر جهان را نشانى كند و روابط قوى با آن‌ها را برقرار سازد. آن‌ها را قناعت دهد كه به شكل دايمى به اندازه سرمايه‌شان، حق‌العضويت ماهانه يا سالانه براى جبهه بپردازند. به اين ترتيب زيست دايمى مسلحانه فارسى زبانان تضمين شود.

چهاردهم)
جبهه بايد اعلام كند كه مثلا از هر خانواده‌اى كه سه يا چهار فرزند جوان داشته باشد، يك تن را به جبهه بفرستد، در صورت عدم فرستادن، هزينه يك تن از سرباز مسلح حافظ تمدن فارسى را بپردازد.

پانزدهم)
زيست دايمى مسلح گام به گام براي تمدن فارسى جغرافياى مستقل به وجود مى‌آورد. قدم به قدم اين جغرافيا را گسترش مى‌دهد. زمينه ساز جغرافياى مستقل تمدنی فارسى در اين سرزمين مى‌شود.

  https://panjshirnews.com/vdcakyne149nw.5k4.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

عنوان خوبی دارد اما طرح بسیار خام است. با سلام
بهترین راه این است که یک اندیشکده حضوری و آنلاین برای متخصصین جغرافیا، سیاست، اقتصاد و جامعه شناسی و نظامی تشکیل شود و روشهای ملت سازی یا تجزیه و استقلال یا متقاعد سازی ویژه آن کشور بحث و تحلیل شود. جنگ و گریز مردم را فرسوده کرده است.
لطفا اگه میتونی ما را ره نمای کنید به مقاومت فلان به ایران استم
این بیشتر دیکتاتوری شبیه همان تفکر طالبانی هست چیزی که زور و اجبار در ان باشد دیکتاتوری هست ، برای مبارزات باید منابع درامدی از راههای اقتصادی تامین گردد مثلا تسلط بر معادن و استخراج ان و یا تسلط بر گمرکات و تامین هزینه از ان
جالب است👍
خخخخخخخخخخخخخخخخچ
متاسفانه تاجیک ها در عمل صادق نیستند. هزاره ها بیش از ۶ میلیون جمعیت قوم بزرگ فارس زبان هستند ولی تاجیک ها همیشه با ادعای برادر بزرگ مانع اتحاد فارس زبان ها در افغانستان شدند. در حال که همه خوب می دانند که تاجیک ها بی دون هزاره ها نمی توانند موفق شوند.
نسل جدید هزاره و تاجیک از جمهوری اسلامی ایران نیز سوال دارند که چرا در دهه هفتاد مانع اتحاد فارس زبان شدید؟
آقای جعفریان باید پاسخگوی این سوال باشد.
این طرح بیشتر شبیه دیکتاتوری طالبان است و گفتمان اجبار و سلطه بر ان حاکم است و نوعی باجگیری مانند طالبان است مهمترین چیز بدست اوردن منابع اقتصادی است از طریق تسلط بر منابع و ثروت ملی و گمرکات و بعد از طریق پرداخت حقوق ماهیانه به سربازان داوطلب و نه جذب افراد به صورت اجباری چون باعث ترک کشور توسط جوانان و از دست دادن نیروهای فعال انسانی خواهد شد
درود بر آقای دکتور (دکتر)!
تا ماده ۸ (هشتم) که خبری از هیچگونه پیشنهاد مشاهده نمی شود. تا این قسمت نبشته ها حکایتگر عمدتا" اطلاعات می باشد. مضمون با عنوان همخوانی ندارد.
در مورد اصل و اندام مضمون، عصاره و حاصل آن برای داوری به صاحبظران واگذار شود.
دنیا دنیا زور است بهترین راه حل همین است و گرنه سیاست استعمار و وحشی گری اوغان ها پارسی زبانان را نابود خواهد کرد
به نظر من و تحلیل خیلی از کارشناسان سیاسی، طرح مبارزه برای افغانستان واحد به بن‌بست رسیده است. پشتون ها نه به جغرافیای سیاسی فعلی باور دارند و نه حاضر به شکستن تمرکز قدرت می‌شوند. بنابراین یا وارد یک جنگ فرسایشی و تمام عیار بی پایان شویم و یا برای تجزیه و سرزمین به خصوص خود بجنگیم. به نظرم گزینه دوم عملی تر است. ما باید قانون اساسی وطن خود را بنویسیم و تک تک مردم خود را قانع بسازیم که مبارزه برای وطن را شروع کنیم.
جنگ و هزینه دادن برای افغانستان واحد با وجود پشتون ها دیگر جوابگو نیست و هدر دادن خون جوانان و سرمایه است.
یسنا صاحب گرامی را درود
که بینهایت زیبا و دقیق تشریح نموده است
آخرین عناوین